رفقا سلام
ببخشيد چند وقتييه که يه چيزايي رو مي نويسم که يا از دل خودم بر مياد يا اينکه از دل رفقا مي شنوم
از دل رفقايي که بعضي ها وبي براي درد دل ندارن و اگر هم دارن جرات گفتن نداره
چند وقت پيش به يکي از رفقاي قديمي برخوردم
توي صحبتاش چيزايي ديدم که شايد قبلا ازش نديده بودم نه اينکه اهلش نباشه شايد اين جرات الان رو نداشته يا اينکه موقعيتش براش پيش نيومده بود
با کمي صحبت و زير زبون کشي فهميدم که درد دلش چيه
آره مي خواست حرفاي دل رو بنويسه ولي……
ولي کمي کمک مي خواست
کمک مي خواست تا بتونه حرف دل همه اونايي که جرات حرف زدن ندارن رو بنويسه من هم اول يکي دوتا ديگه از رفقا رو بهش معرفي کردم و بعد از فکر کردن و اطمينان از دل خودم قول همکاري بهش دادم حالا مي خوام اين رفيق رو به شما هم معرفي کنم تا شايد مثل همه ما اونم حرفاي دلش رو مطرح کنه و جزيي از ماها بشه
اسم اين رفيق ما حرف چاهه و آدرس وبلاگش هم
WWW.CHAH.PARSIBLOG.COM
دوست دارم اين رفيق ما رو هم مثل من پشتيباني کنيد تا اونم توي اين زمينه موفق باشه
اينم يه حرف دل ديگه:
عقل ميگه برو و دل ميگه که نه اصلا حق نداري که اين کار رو انجام بدي
دل ميگه اونقدر وجود داشته باش که شونه خالي نکني و تا آخرين لحظه حرف دلت رو بزن
خيلي فکر کرد و دنبالش رفت
از يکي دو نفري هم کمک گرفت و در آخر که همه افکارش رو کنار هم جمع کرد و….
حالا ديگه مطمئنه، از اين مطمئنه که که دنبال حرف دلش رفته و هيچ وقت از تصمیمش پشیمون نیست حالا دیگه دلش آروم گرفته
آروم گرفته تمام اون چیزایی که در موردشون شک داشت همش اشتباه بوده
و خوشحاله از اینکه در مورد قضاوتش به کسی حرفی نزده که الان خجالت زده دل خودش باشه
و حالا دیگه از دو دلیش عذاب نمیکشه چون دیگه دو دل نیست