چند شبي بود که وقتي مي رسيد خونه ناي حرف زدن هم نداشت و با سر هم کردن يکي دوتا لقمه غذا مي رفت که بخوابه
کار هر روزش شده بود صبح زود از خواب بيدار ميشد و خودش رو مشغول درس يا کلنجار رفتن با کامپيوتر مي کرد و بعد نوبت رفتن سرکار و سرو کله زدن با مشتري ها و غروبم ها بعد از شرکت يا سراغ کلاس يا کار عقب افتاده و يا اينکه پيدا کردن چند تا مشتري تا يه کمک خرج براي کاراش بشه
تازه خدمت رو تموم کرده بود و قبل از اين کار براش جديت الان رو نداشت بايد روي پاي خودش مي ايستاد و يا علي مي گفت و براي آيندش برنامه مي ريخت براي همين هم اين طوري کار مي کرد
يهو به خودش اومد و متوجه شد که روز تولدش رسيد
يک سال از عمرش گذشته بود و حالا يک سال بزرگتر شده بود و توي همين يک سال خيلي تجربه به دست آورده بود
تجربياتي که براي بعضي از اونا قيمت گزافي پرداخت کرد
حالا که به يک سال گذشته نگاه مي کنه ميبينه چقدر موفق بوده البته با دوستاني که به دست آورده
و تجربياتي که با رفاقت با اين رفقاي جديد به دست آورده
علي در به در تمام اين تجربيات و رفقا رو هيچ وقت از ياد نمي بره
اگه تا حالا با تمام مشغوليت کار و درس خودم رو به اينجا رسونم همه اين موفقيت رو مديون شما رفقاي عزيز هستم شمايي که با تمام گرفتاريهاي خودتون هميشه ياور و پشتيبانم بوديد
وقتي بر مي گردم و به يک سال گذشته نگاه مي کنم مي بينم:
داداش علي (گاواره) وسوگل خانوم، روح الله(تا........شقايق)، عمو حسن(مدرنيسم)، شايان نجاتي(هفت آسمان)، رويا(کروکديلا)، رهگذر، حرفهاي جواني، دريادلان، مصطفي (حسابداران)، دوست صميميم(حرف چاه)و خيلي هاي ديگه که ازشون بابت فراموش کردن اسماشون خيلي عذر مي خوام و دشمن خوني سابق و دوست خيلي عزيزم نگين(زندگي دوباره سابق و قدر مطلق قلم شکست جديد) همه اين عزيزان رو که مي بينم خيلي خوشحالم از آشنايي با اين عزيزان و ناراحت از دوريشون
نمي دونم چرا ولي خيلي خستم، اونقدر خسته که حتي آماده کردن همين مطلب رو گذاشتم ساعت 1 بامداد
امروز تولد علي در به در هست و کادوي تولدش به بچه ها و رفقاش اينه که ديگه کسي نيست سرشون غر بزنه و فقط ازشون گله و شکايت کنه
آره علي هم داره مي ره
مي ره تا کمي توي خلوتش فکر کنه توي اين يکساله چه کارايي کرده و کيا رو از خودش رنجونده
اينم بگم هميشه به ياد همتون هستم و به همگي سر ميزنم
اگه کسي خواست توي در به درا متن يا مطلبي بذاره برام ميل بزنه و متنش رو بفرسته سعي مي کنم حرف دلش رو توي در به دران بزارم چون هر کسي که با در به دران حتي براي يک بار هم که شده ارتباط برقرار کرد شد يکي از اونا
احتمالا اگه چيزي بنويسم با هماهنگي رفيق عزيزم بزنم توي چاه هر کسي با من کار داشت بياد و سرکي بکشه توي چاه ما ببينه چه خبره شايد به دلش نشست و براي چاه ما درد دل کرد
تا يادم نرفته از همگي تون حلاليت مي طلبم توي اين يکسال با وفاداري و وفاداران و در به دران در خدمتتون بود خيلي اذيت کردمتون
اين در به در رو حلال کنيد و براش دعا کنيد تا .....
هر کسي با من کار داشت با آدرس ايميلم مي تونه باهام ارتباط برقرار کنه
در به در همه رفقاء
يا علي